|
شعر هایی درباره بهار
نام شعر : روي انگشت بهار
نام شاعر : ابراهيمي، جعفر
متن شعر :
رويِ انگشت بهار
شاپرك ميخندد
بالهايش را، باز
ميكند، ميبندد
شاپرك ميداند
كه بهار آمده است
بر سرِ كوه، نسيم
باز چادُر زده است
از هوا انگاري
بويِ گل ميبارد
شاپرك در چشمش
آسماني دارد
چشمه ميجوشد باز
مثل آوازِ بهار
شاپرك ميداند
هست آغاز بهار
شاپرك بالش را
لحظهاي ميبندد
عكس او در چشمه
مثلِ گل ميخندد.
-------------------------------------------------------------------------
نام شعر : گنجشك خيال من
نام شاعر : ابراهيمي، جعفر
متن شعر :
گنجشكِ خيالِ من چرا ديگر
آواز بهار را نميخوانَد؟
پروانة چشم من چرا ديگر
چيزي ز بهار و گل نميدانَد؟
پس كودك ذهنِ من چرا ديگر
از بويِ نسيم، پا نميگيرد؟
امسال كسي سراغي از گلها
از باغچهام چرا نميگيرد؟
انگار كسي نشسته در قلبم
از دوريِ گل، بهانه ميجويد
انگار كسي نشسته در ذهنم
ميگريد و از بهار ميگويد
-------------------------------------------------------------------------
نام شعر : بوي گنجشك
نام شاعر : ابراهيمي، جعفر
متن شعر :
هوا بوي گنجشك مي داد،
زمين بوي پرواز و ماهي.
لبِ پنجره آمدم تا،
كنم آسمان را نگاهي.
به خورشيد گفتم بتابد،
مرا بوسه باران كند باز
و گفتم به باد بهاري،
كه رقصيدنت را بياغاز!
به چشمان من بوسه مي زد،
گل گرم خورشيد، در باد.
لب پنجره، شاد بودم،
هوا بوي گنجشك مي داد.
-------------------------------------------------------------------------
نام شعر : خاله بهار
نام شاعر : ابراهيمي، جعفر
متن شعر :
از آسمان به شهر ما
خاله بهار آمده
به دشتها و دره ها
به كوهسار آمده.
بوي بنفشه مي دهد
چارقد و لباس او
گرفته شهر ما به خود
از او دوباره رنگ و بو
خاله بهار مهربان
به شهر ما خوش آمدي!
دوباره رنگ تازه اي
به خانه ما زدي
تو داده اي به شهر ما
شاپرك و پرنده را
بيا بده به بچّه ها
عيدي خوب خنده را.
-------------------------------------------------------------------------
نام شعر : پشت در
نام شاعر : ابراهيمي، جعفر
متن شعر :
چشمهايم خالي ست
دستاهايم بسته است
شب نشسته در من
خوابهايم خسته ست
خانه ام تاريك است
شده در ابر رها
آفتابي دارم
آن سوي پنجره ها
كاش مي شد مهتاب
ميهمانم مي شد
ماه از پنجره ام
همزبانم مي شد
چشمهايم خالي ست
دستهايم بيدار
كاش امشب مي بود
پشت در، فصل بهار
-------------------------------------------------------------------------
نام شعر : بهار
نام شاعر : رحماندوست، مصطفي
متن شعر :
خبر خبر خبردار
گل آمده به بازار
يكي، دو تا، نَه، ده تا
نَه ده، نَه صد، چه بسيار
به برف و سرما گفته
برو خدانگهدار
خبر خبر شبانه
درخت زده جوانه
دوباره بر سرش بست
شكوفه دانه دانه
به روي شاخه اي ساخت
پرستو آشيانه
خبر خبر خبرهاست
ميان باغ غوغاست
كدام را بگويم
كه هر چه هست، زيباست
خلاصة خبرها
"بهار خوب و زيباست"
-------------------------------------------------------------------------
نام شعر : قالي سبز چمن
نام شاعر : شعباني، اسدالله
متن شعر :
باز بهار آمده
به باغ و صحرا
پر شده از بوي گل
تمام دنيا
قالي سبز چمن
خيلي قشنگ است
شكوفة درختان
رنگ به رنگ است
به شاخه ها نشسته
صدها جوانه
كرده ميان شاخه
پرنده لانه
درخت كرده دعوت
پرنده ها را
چقدر شاد و زيباست
نغمة آنها
|